در محفل گل
ما در این محفل گل بلبل بشکسته پریم ذرّۀ بی سرو پاییم که دور از نظـــریم یار اگر گوشۀ چشمی سوی مــا اندازد باغ فردوس و لب حوض به یک جو نخریم بنام توای
هستی آفرین ، ای آفرینندۀ آسمـــانها و زمین ای خالق عوالم خاکی و
افلاکی ای آنکه نشانۀ زیبایی
آفرینی توازبال پروانه ها تا لطافت گلبرگها ونشانۀ صُنع توازعظمت کهکشانها وخطوط درهم سرانگشتها تا ساختمان
منظم ذرّه های اتم نام بیانگرعظمت تست بنام توای یگانۀ بیهمتا وای بخشندۀ جانها مهیمنا چگونه با این زبان
الکن وقلم نا توان تراوصف کنم ؟! تویی که ملکوتیان ذاکروساجدت میباشند و سخنوران عاجزازاوصافت !
جهان آفرینا : آگاهم که ترا نشناختم وراه رضای تو نپیمودم . در مکتب عشق بدرس هوس
پرداختم ،ودرمجلس رندان نرد غفلت باختم وچه بیحاصل عمرگران تبه ساخته و به تو
نپرداختم ! اینک ای مهربان ، باکوله
باری از گناه تنها و بی پناه شرمنده و نامه سیاه بسوی تو میآیم و امیدم این است که بر من رحمت آوری آنچنـــــــــانکه خواجۀ شیرازسروده
نیکی پیر مغان بین که چو ما بد مستان هرچه کردیم بچشم کرمش زیبـــــــا
بود پروردگارا : تنها باران رحمت تست که بر آتش دلم آب میزند . به
پاکـــــــــانت مرا ببخش روح پدرم شاد که میگفت به استاد فرزند مرا جز سخـن عشق نیاموز سلطان غزل سرایان ، حافظ قرآن ، حضرت لسان الغیب
، خواجۀ شمس الدین محمد حافظ شیرازی که غزل های نابش روح و جانم را نوازش میکرد و شهد وشیرینی غزلیاتش بمن این جسارت رابخشید که در حالیکه نه از فنّ شعر چیزی میدانستم ،نه با وزن و ردیف و بدیع و عروض وقافیه آشنایی داشتم و نه وصل و خروج نایره میشناختم ، علاقمند به سرودن شعرشدم . گرچه هنوز هم طفل ابجد خوان این دبستانم و هیچ ادّعایی ندارم ، وازبزرگان ادب پارسی پوزش میطلبم که پروانه سان ازروشنایی وجودشان بهره مند شده وامید آن دارم که این جسارت رابرمن ببخشایند و
مرا چون خاری در گلستان هنرشان پذیراوچون خادمی در محفلشان قبول فرمایند ، لازم میدانم خدمت دوستان گرامی عرض کنم که بنا به امر یکی از بزرگانی که بر من منّت دارند ( ثانی ) را انتخاب نمودم و امید آن دارم که از نظریات ، پیشنهادات و انتقادات و امتنان را دارم .
| قالب رايگان وبلاگ پيجك دات نت |






























